چطور |
1 ماه پیش

اختلال شخصیت وسواسی جبری علائم، روش درمان تفاوت OCPD با OCD چطور

کنترل‌گریشدید، تمایل افراطی به ایجاد نظم، پاکیزگی، برنامه‌ریزی و فهرست‌بندی نشانه‌های نوعی اختلال شخصیتی مزمن و پایدار به‌نام اختلال شخصیت وسواسی جبری هستند. میل عجیب این افراد به کنترل‌گری و احساس ناتوانی در تصمیم‌گیری از تفکر سیاه و سفید و باورهای سفت‌و‌سخت آنها نشئت می‌گیرد؛ یا همه یا هیچ! عموم مردم این عارضه را با اختلال وسواسی جبری اشتباه می‌گیرند، در حالی که این دو کاملا متفاوت‌اند. همراه ما باشید تا بیشتر درباره آنها اطلاعات کسب کنید.

اختلال شخصیت وسواسی جبری یا OCPD چیست؟

اختلال شخصیت وسواسی جبری (Obsessive-Compulsive Personality Disorder) یا به‌اختصار OCPD یکی از۱۰ اختلال شخصیتیو نوعی وضعیت سلامت روانی شدید و پایدار است که ذهن را تماما درگیرکمال‌گرایی، کنترل‌گری و برقراری نظم می‌کند. فرد مبتلا روی جزئیات یک مسئله متمرکز می‌شود و اگر قانون مشخصی برای راهنمایی وجود نداشته باشد، تصمیم‌گیری برایش دشوار است.

این فرد ممکن است ساعت‌ها درگیر بررسی قوانین، رویه‌ها، برنامه‌ها و روش‌های کنترلی باشد. چون باورهای سفت‌و‌سخت و بایدهای مشخصی برای انجام کارها در ذهن دارد که به‌هیچ‌‌وجه از آنها پا پس نمی‌کشد. حتی ممکن است از پس اولویت‌بندی یا انتخاب روشی برای تکمیل وظایفش بر نیاید. در یک کلام، چنین فردی انعطاف‌پذیر نیست و با کسی سازش ندارد و به همین خاطر از انجام وظایفش باز می‌ماند.

این رفتارها و الگوهای فکری انجام وظایف روزمره و حفظ روابط بین‌فردی را مشکل می‌کنند، اما خود فرد متوجه مشکل‌ساز‌بودن رفتار و طرز فکرش نیست.

چه افرادی بیشتر در معرض OCPD هستند؟

این اختلال شخصیتی معمولا اواخر دوره نوجوانی یا اوایل دهه سوم زندگی بروز می‌کند و بیشتر در بزرگ‌سالانی شایع است که آخرین مدرک تحصیلی‌شان مربوط به دوره دبیرستان یا مقاطع پایین‌تر است. همچنین افراد دچار این اختلالات بیشتر در معرض OCPD هستند:

  • اختلالات اضطرابیمانند اختلال هراس واختلال اضطراب فراگیر؛
  • اختلالات خلقی ماننداختلال دوقطبی؛
  • اختلالات مربوط به مصرف مواد مخدر؛
  • اختلالات اشتها مثلپرخوری عصبیوآنورکسیا؛

علائم OCPD چیست؟

اصلی‌ترین نشانه اختلال شخصیت وسواسی جبری همان نظم افراطی، کمال‌گرایی و کنترل روش‌های انجام کارهاست که در بخش قبل به آنها اشاره کردیم. اما اگر بخواهیم موشکافانه‌تر رفتار این افراد را بررسی کنیم، بااعتماد‌به‌نفس، منضبط و موفق به نظر می‌رسند. حتی ممکن است استانداردهای دقیقشان در موارد خاصی مفید واقع شوند. بااین‌حال، ناتوانی در سازش معمولا بر روابط آنها اثر منفی می‌گذارد و این علائم به‌وضوح در آنها مشاهده می‌شود:

  • درگیری شدید با جزئیات، قوانین، فهرست‌ها، سازمان‌دهی و پافشاری روی آنها.
  • بازماندن از اتمام وظایف به‌خاطر کمال‌گرایی.
  • تعهد بیش از حد به کار و بهره‌وری که منجر به کنارگذاشتن سرگرمی‌های روزمره و وقت‌نگذراندن با اعضای خانواده می‌شود.
  • شک‌وتردید بیش از حد.
  • احتیاط بسیار زیاد برای اجتناب از شکست.
  • سرسختی غیرقابل‌تحمل در عقاید و باورها.
  • ناسازگاری.
  • بی‌میلی به دورانداختن اشیای شکسته و بی‌ارزش.
  • بی‌میلی بهتفویض وظایف.
  • تمرکز بیش از حد روی یک ایده، وظیفه یا باور.
  • تفکر سیاه و سفید (یا همه یا هیچ).
  • انتقادپذیر نبودن.
  • تمرکز بیش از حد روی عیوب دیگران.

ریشه‌های اختلال OCPD

رفتاردرمانی شناختی برای درمان ocpd

محققان هنوز موفق به درک دقیق ریشه‌های این اختلال شخصیتی نشده‌اند، چون ترکیبی از عوامل فیزیولوژیکی و محیطی و سبک زندگی ممکن است در ابتلا به آن نقش داشته باشد. بااین‌حال همگی متفق‌القول‌اند که اختلالات شخصیتی اکثرا به‌سبب ژنتیک یا آسیب‌های دوران کودکی ایجاد می‌شوند.

  • ژنتیک:دانشمندان توانسته‌اند ژنی معیوب را شناسایی کنند که ممکن است عامل بروز OCPD باشد. همچنین پیوندهای ژنتیکی باپرخاشگری، اضطراب و ترس در حال بررسی‌اند. گویا افرادی که در خانواده‌های مبتلا به اختلالات شخصیتی، اضطراب یا افسردگی متولد می‌شوند، بیشتر مستعد ابتلا به OCPD هستند.
  • آسیب های دوران کودکی:همانند اکثر اختلالات شخصیتی، OCPD هم می‌تواند نتیجه آسیب‌های دوران کودکی مثلکودک‌آزارییا سوءاستفاده کلامی مادر باشد.

تشخیص اختلال شخصیت وسواسی جبری

تشخیص OCPD دشوار است، چون اولین قدم برای تشخیص اختلالات شخصیتی پذیرش فرد مبتلاست و اکثر کسانی که با OCPD دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، نمی‌پذیرند رفتار یا طرز تفکر آنها مشکلی دارد مگر اینکه این شرایط بغرنج به اضطراب، افسردگی یا مشکلاتی مثلازدست‌دادن شغلو برهم‌خوردن روابط ختم شود.

چون روش استانداردی به‌عنوان تست اختلال شخصیت وسواسی جبری برای تشخیص آن وجود ندارد، روان‌کاو روند تشخیص را با پرسش‌های گسترده و کلی درباره روابط، سابقه کاری و کنترل تکانه شروع می‌کند تا فضای جلسه خصمانه و دفاعی نشود. پزشک باتجربه می‌داند این افراد برای حفظ روابط بین‌فردی چقدر تلاش می‌کنند وهمدلی و همدردیبا دیگران چقدر برایشان دشوار است. حتی می‌داند بعضی از آنها قادر بهابراز احساساتنیستند. البته نشانه‌های OCPD باید عملکرد فرد در محیط کار، مدرسه و خانه را بسیار مختل کرده باشند تا درمانگر تشخیص OCPD بدهد.

فردی که مشکوک به OCPD است ممکن است به رفتارهای خود آگاه نباشد، بنابراین متخصصسلامت رواناغلب با خانواده و دوستان فرد صحبت می‌کند تا اطلاعات بیشتری درباره رفتارهای او به دست آورد.

درمان اختلال شخصیت وسواسی جبری

افراد مبتلا به OCPD معمولا قبول ندارند که رفتارشان مشکل‌ساز است و اعتقادی به درمان ندارند. اما اگر کسی به‌خاطر رنج ناشی از این وسواس شخصیتی دنبال کمک باشد،روان‌درمانی(گفتاردرمانی) به او پیشنهاد می‌شود. هدف کشف انگیزه پشت این افکار و ترس‌هایی است که همچون قالب رفتار فرد را شکل می‌دهند. به‌علاوه فرد یاد می‌گیرد که با دیگران ارتباط مثبت برقرار کند.

معمولا روان‌کاو برای کمک به این افراد ۲ تکنیک روان‌درمانی پویا ورفتاردرمانی شناختیرا به‌کار می‌گیرد.

  • روان‌درمانی پویا:این نوع درمان بر ریشه‌های روانی رنج عاطفی تمرکز دارد. فرد مبتلا در روند درمان، روابط و الگوهای رفتاری مشکل‌سازش را بررسی می‌کند تا ضمن درک بهتر خود، ارتباطش با دیگران و محیطاطراف را تغییر دهد.
  • رفتاردرمانی شناختی:این درمان ساختاریافته و هدف‌گراست. درمانگر یا روان‌شناس به فرد کمک می‌کند که افکار و احساسات خود را دقیق‌تر بررسی کند و تأثیرشان بر اعمال خود را ببیند. رفتاردرمانی شناختی به افراد کمک می‌کند افکار و رفتارهای منفی را بشناسند و الگوها و عادات فکری سالم‌تری را برگزینند.

در حال حاضر هیچ دارویی برای درمان اختلالات شخصیتی وجود ندارد، اما برخی پزشکان با تجویزداروهای ضدافسردگیو ضداضطراب تحمل شرایط OCPD را برای بیمار آسان‌تر می‌کنند.

تفاوت OCPD و OCD

 تفاوت اختلال شخصیت وسواسی جبری با اختلال وسواسی جبری

اختلال شخصیت وسواسی جبری (OCPD) واختلال وسواسی جبری(OCD) اختلالات روانی متفاوتی هستند که ویژگی‌هایشان هم‌پوشانی زیادی دارند. مهم‌ترین تفاوت‌ این دو اختلال میزان خودآگاهی فرد به افکار و رفتارهایش است.

۱. وجود وسواس یا اجبار واقعی

افراد مبتلا به OCD با ۲ مشکل دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند:

  • وسواس‌های واقعی (فکر یا ایده غیرمنطقی که مدام تکرار می‌شود)؛
  • اجبار واقعی (رفتار غیرمنطقی که مدام تکرار می‌شود).

مبتلایان به OCD معمولا می‌دانند و می‌پذیرند پشت‌پرده این وسواس‌ها و اجبارها چه اختلالی وجود دارد و برای درمانش کمک می‌گیرند. در حالی که افراد مبتلا به OCPD معمولاخودآگاهیکمتری دارند.

۲. احساس ناخوشایند به وسواس

افراد مبتلا به OCD اغلب از ماهیت آزاردهنده رفتارها و افکار خود احساس ناراحتی می‌کنند، حتی اگر قادر به مهار آنها نباشند. اما افراد مبتلا به OCPD معتقدند اقداماتشان همیشه هدفمندانه است. به همین خاطر ممکن است هرگز پیگیر درمان این اختلال نباشند. حتی فرد می‌بیند کهویژگی‌های رفتاری ناشی از این اختلال او را به موفقیت می‌رساند. مثلا اگر وقت بیشتری به شغلش اختصاص دهد و متعهدانه به تمام جزئیات توجه کند، قطعا در زمینه کاری موفق می‌شود،حتی اگر در جنبه‌های دیگر زندگی به مشکل بخورد.

۳. پایداری علائم اختلال

علائم OCD به‌تناسب میزان اضطراب فرد نوسان دارند. چراکه رفتارهای وسواس‌گونه در واقع نتیجه تلاش فرد برای مقابله با اضطراب‌اند. این یعنی علائم این اختلال در مواقعی که فرد مبتلا اضطراب کمتری دارد، کم‌رنگ‌تر خواهند بود. در حالی که علائم اختلال OCPD در درازمدت پایدار و بی‌تغییر باقی می‌مانند.

راهکارهای کنارآمدن با OCPD

اختلالات شخصیتی مثل OCPD در بدترین حالت موجب گوشه‌گیری فرد و غلیاناحساس تنهاییدر او می‌شوند. چون فرد نه توان اعتماد به دیگران و واگذاری وظایفش به آنها را دارد، نه همدلی بلد است و نه یاد گرفته کم‌توقع باشد. چند لحظه خودتان را جای اطرافیان چنین شخصیتی بگذارید. چقدر تحمل می‌کنید؟

بهترین راهکار ممکن یادگیری روش‌های مقابله با این اختلال و اجرای آنهاست، مثل:

  • خودآموزی:اگر با نشانه‌های اختلال شخصیت وسواسی جبری دست‌و‌پنجه نرم می‌کنید، مطالعه و یادگیری هرچه بیشتر درباره وضعیت‌تان کمک می‌کند زنگ هشدار تغییر رفتار را بشناسید و به‌موقع با آن مقابله کنید.
  • خودمراقبتی:تمرین‌های خودمراقبتی به حفظ سلامت جسمی، ذهنی، معنوی، اجتماعی و احساسی شما کمک می‌کنند. هر زمان احساس کردید سراپا غرق پروژه‌ای شده‌اید، با چند تمرین خودمراقبتی به زندگی عادی برگردید.
  • مدیریت استرس:مهار دائمی استرس راهکاری خوب برای مقابله با پیشامدهای ناشی از OTCD است. چند تکنیک مهار استرس را یاد بگیرید و آنها را اجرا کنید.
  • تمرکز حواس ومدیتیشن:تمرین‌های تمرکز حواس وذهن‌آگاهیمثل مدیتیشن کمک می‌کنند بفهمید چه زمانی کمال‌گرایی باعث ایجاد اضطراب شده است و برای آرام‌سازی خود اقدام کنید.

کلام آخر

اختلال شخصیت وسواسی جبری مثل تمام اختلالات شخصیتی یک وضعیت سلامت روان است و فارغ از شدت علائم و بی‌میلی فرد مبتلا به درمان، به کمک متخصص احتیاج دارد. چراکه می‌توان با راهکارهای مناسب، شدت علائم را کم‌ و تأثیر آنها بر زندگی روزمره را کمتر کرد. به‌کمک درمان‌های تخصصی، مدیریت افکار و رفتار برای این عزیزان راحت‌تر و احتمال بروز آسیب‌هایی مثل استرس، افسردگی و انزوا کمتر می‌شود.

شما چه اطلاعاتی درباره این اختلال مزمن دارید؟ اگر تجربه‌ای در این زمینه دارید، مشتاق شنیدن نظرات ارزشمندتان هستیم.



#‌روانشناسی منبع: چطور

بیشتر...


تبلیغات

تبلیغات

مطالب مرتبط

بیشتر...