نقش زنان در تولید، مزرعه ، کارخانه بازارهای جهانی پایگاه خبری اقتصاد سبز آنلاین

نقش زنان در تولید، مزرعه ، کارخانه و بازارهای جهانی
اقتصادسبز آنلاین: نگاه توریستی به حضور زنان در مزرعه به‌خاطر جذابیت‌های بصری است، آنچه کمتر به آن پرداخت شده کار تدارکاتی زنان در تولید مواد اولیه غذاست، کار زنان شالیکار در نشاکاری خلاصه و تمام نمی‌شود، مرحله برداشت برنج، کاری است ...

اقتصادسبز آنلاین: نگاه توریستی به حضور زنان در مزرعه به‌خاطر جذابیت‌های بصری است، آنچه کمتر به آن پرداخت شده کار تدارکاتی زنان در تولید مواد اولیه غذاست، کار زنان شالیکار در نشاکاری خلاصه و تمام نمی‌شود، مرحله برداشت برنج، کاری است فشرده و حساس، زمان و وقت در آن نقش اساسی دارد، کاری که در این مرحله به‌وسیله زنان انجام می‌شود غذاپزی برای کارگران مزرعه است، تغذیه به‌موقع، از چاشت صبحانه شروع می‌شود و تا به ناهار و عصرانه ادامه دارد.

گروه گزارش «اقتصاد سبز»: یحیی امیری

ساعت 8 و 5 دقیقه صبح پنجشنبه سی‌ام بهمن‌ماه، در غرفه شماره 2 میوه سازمان میادین شهرداری تهران (تهران ویلا) شنونده گفت‌وگوی دو خانم نه چندان جوان (میانسال) که به خاطر خلوتی اول صبح میدان، صبور و با حوصله یکی سیب و دیگری پرتقال را سوا می‌کردند، بودم خانمی که سیب سوا می‌کرد به خانمی که پرتقال‌های درشت را از بالای پیشخوان بر می‌داشت گفت: پرتقال‌های درشت با این قیمت‌های باورنکردنی به صرفه نیست، با این حقوق‌های بازنشستگی دوبار خرید کنیم تمام می‌شود. خانم پرتقالی گویی که دوست دیرینه‌ای را یافته باشد به شوخی و جدی گفت:
ولی کیسه‌کشی‌اش راحت‌تر است، این کرونای لعنتی دمار از روزگار ما درآورده، هرچه می‌خریم باید توی سینک بریزیم و یکی‌یکی را با کف «پریل» کیسه بکشیم.
خانم سیب گویی که خبر درد مشترکی را شنیده است در پاسخ برآمد: ما خانم‌ها کم کار و مشکل داشتیم که این کرونا هم سربار آزاردهنده‌ای شد. هرچه می‌خریم باید ببریم پای سینک و کف مالی کنیم (با خنده) باید از مرز مایع شوینده بگذرانیم، کرونا آمد تا ما را که خسته از پخت و پز روزانه هستیم خسته‌تر کند، این ما خانم‌‌ها هستیم که باید به همه خانواده غذا بدهیم، غذا دادن از شیردادن به نوزاد شروع می‌شود، سر زمین ما برای شوهر و کارگرها غذا می‌بریم، در شالیزار این ما زن‌ها هستیم که نشاکاری می‌کنیم. تمام عکس‌های زیبا و جذابی که از مزارع چای چاپ می‌شود این ما خانم‌ها هستیم که خندان و آوازخوان، برگ‌های چای را می‌چینیم و در سبد می‌گذاریم.
من که داشتم نارنگی سوا می‌کردم بدون آشنایی قبلی وارد صحبت شدم: خانم‌ها ناشکری نکنید، صنایع غذایی شما را راحت کرده، قیمه و قورمه و حتی جوجه‌کباب شما را یک و یک بسته‌بندی کرده و توی یخچال و فریزر شما صف کشیده و حاضر و آماده هستند.
خانم سیب با قیافه‌ای حق به جانب گفت: توی کارخانه‌های همین یک و یک، بیشتر کارگران و حتی آزمایشگاه و کنترل بسته‌بندی با خانم‌هاست، ما اکثریت داریم، و به شوخی گفت: شما مردها فقط بلدید خوب بخورید و اگر کمی انصاف داشته باشید، یک تعریف آبکی از دستپخت ما بکنید.
خانم پرتقال که تازه متوجه حضور من شده بود با مهربانی گفت: اقا شما به دل نگیرید، همه مردها مثل شما نیستند که بیایند خرید میوه و سبزی بکنند، ولی واقعیت این است که این ما خانم‌ها هستیم شما را از نوزادی شیر می‌دهیم و حالا هم که پیرمرد شدید، برایتان پرتقال و سیب می‌خریم. ساعت‌ها پای سینک می‌ایستیم و دانه دانه خیار و گوجه‌فرنگی را کیسه می‌کشیم تا مبادا ویروس کرونا به شما آسیب بزند…!
آنچه در این گپ و گفت تصادفی پای بساط میوه ‌فروشی صورت گرفت اگرچه با احترام و خنده و شوخی توأم شده بود اما ریشه در حقیقتی انکارناپذیر داشت، در شماره پیش در اقتصادسبز گزارش و گفت‌وگوهایی از زنان کارآفرین،‌ مدیر تولید و گرداننده کارخانه‌های صنعت غذا چاپ شده بود که به احتمال زیاد، شما که دارید این گزارش را می‌خوانید، آن مصاحبه‌ها را هم خوانده‌اید، اما این یک روی سکه بود، روی دیگرش نقش زنان در تاریخ مزرعه‌داری، باغ و کشاورزی و صنایع غذایی است، بی‌آنکه از ارج مردها در تأمین مالی زندگی‌ها غافل شویم، نگاه تازه‌ای می‌طلبد به حضور اقتصادی زنان در تولید و تأمین غذا، نقشی که البته پُرتره و تابلو بسیار دارد، اما روی آن دقیق و حساس نشده‌ایم، من در آن بحث سرپایی به خانم سیب و پرتقال گفتم این پولی که با آن خرید می‌کنید مرد شما آورده، بدون آن پول شما قدرت خرید نداشتید، که هر دو خانم پذیرفتند پذیرفتند؛ که مردشان اگر راننده تاکسی است، اگر در اداره‌ای کار می‌کند، اگر مغازه‌دار است و اگر در معدن سُرب و آهن و گچ‌ کار می‌کند برای به‌دست آوردن پول است، پولی که بدون آن این خریدها امکان‌پذیر نیست. بحث ما با مسالمت به پایان رسید، اما سوژه‌ای را زنده کرد از حضور کمتر دیده شده زنان در تولید و تأمین غذا، این گزارش در واقع ادامه و مکمل گزارشی است که از زنان کارآفرین و مدیر کارخانه و تولیدکننده صنایع غذایی خوانده‌اید. نقش پُررنگ زنان در کشاورزی و تولید غذا، که اغلب ما بیشتر آنها را پزنده غذا دیده‌ایم.

دنیای سبز و قشنگ زنان کشاورز
در ویژه‌نامه نوروزی هفته‌نامه «دنیای سبز» سال 1387 که بخش اعظم تیم تحریریه آن اکنون در «اقتصادسبز» مشغول به کارند و در واقع «اقتصادسبز» را می‌توان تکامل یافته تجربه دنیای سبز دانست، مصاحبه‌ای از علیرضا صفاخو با مریم زندی عکاس مشهور که پرتره هنرمندان و چهره‌های شاخص ادبیات ایران او به‌صورت کتاب‌های متعددی چاپ شده است، به چاپ رسید و در آن مریم زندی درباره بخش کمتر دیده شده هنر او از عکاسی زنان کشاورز به پرسش‌های مختلف پاسخ داده است. اما در این گفت‌وگو گفته ‌است طلایی از زمین و کشاورزی و غذا و تداوم زندگی انسان. او گفته است:
… اما بدون هیچ تعارفی، پیش از شروع عکاسی در مزارع و باغ‌های کشاورزی، اول سجده می‌کنم! و بعد در بخشی از صحبت‌هایش یادآور می‌شود که خودش کشاورززاده است، کودکی پرشور او در زمین‌‌های کشاورزی و مزارع پنبه پدرش گذشته است.
بخش‌های مهمی از عکاسی او از زنان کشاورز که به‌صورت پوستر و تابلوی نفیس درآمده و یکی از آنها در بخش عکس‌های هنری جهانی به شهرت رسید،‌ زن گردو فروش است، زنان شالیکار و چای چین، سوژه دیگر کارهای عکاسی او است، نگاه فمنیستی او در تولید این عکس‌ها بی‌تأثیر نبوده،‌ اما آنچه که کمتر دیده شده و ما در این گزارش می‌کوشیم به آن بپردازیم، نقش تدارکات‌چی بودن زنان است در همه مقوله غذا.

برنج تلخ سوفیالورن
در رویارویی‌های طنازانه مردان و زنان از همان داستان‌های پایان نیافتنی، اهمیت کار غذا خوردن، بعضی از آقایان رندانه می‌گویند: هنوز هم بهترین و مهم‌ترین آشپز‌های رستوران و هتل مشهور جهان مردان هستند، در تمام مسابقه‌های غذاپزی و گران‌ترین رستوران‌های جهان آشپز مرد است،‌ روبرتو روسلینی یا ویتوریو دسیکا (تردید دارم) در اواخر دهه 40 میلادی فیلمی ساخته است به نام (برنج تلخ) با بازی سوفیالورن، این فیلم در اواخر دهه 30 در ایران هم به نمایش درآمده است.
سوفیالورن مشهورترین بازیگر تاریخ سینمای جهان در نقش زنی شالیکار بازی درخشان ارایه داده است. با گرته‌برداری از آن فیلم، سینمای ایران هم چندین فیلم داستانی از زبان شالیکار گیلانی و مازندرانی ساخته است، رخشان بنی‌اعتماد فیلمساز مطرح پس از انقلاب فیلمی از مزرعه گوجه‌فرنگی ساخته است که در آن، زنان نقش اساسی دارند. دکتر ماه منظر الهام می‌گوید: نگاه توریستی به حضور زنان در مزرعه به‌خاطر جذابیت‌های بصری است، آنچه کمتر به آن پرداخت شده کار تدارکاتی زنان در تولید مواد اولیه غذاست، کار زنان شالیکار در نشاکاری خلاصه و تمام نمی‌شود، مرحله برداشت برنج، کاری است فشرده و حساس، زمان و وقت در آن نقش اساسی دارد، کاری که در این مرحله به‌وسیله زنان انجام می‌شود تا غذاپزی برای کارگران مزرعه است، تغذیه به‌موقع، از چاشت صبحانه شروع می‌شود و به ناهار و عصرانه ادامه دارد.

آشپزی برای کارکنان زمین
در مزارع آمریکایی،‌هالیوود کوشیده سالن‌های غذاخوری برای کارگران کشاورز نمایش دهد، اما در مزراع ایران‌، این سالن‌‌ها تبدیل به سفره‌هایی می‌شود که کنار زمین پهن می‌شود و همه برای ساعتی استراحت دور آن جمع می‌شوند و غذا و چای خود را می‌خورند. خانم مریم حسینی شالیکار فریدونکناری می‌گوید: حتی در همان روزهای نشاکاری که ما زنان تا زانو در آب و گل کمر خم کرده و نشا می‌کاریم. ناهارمان را خودمان درست می‌کنیم، در گروه ما که تا همین چند سال پیش توان کار داشتم، از 8-7 نفر نشاکار به نوبت یکی‌مان در آن روز غذا می‌پختیم، چای درست می‌کردیم، نان و پنیر صبحانه را مهیا می‌کردیم، ‌حتی برای چلوخورشت ناهار چاشنی هم بورانی یا نازخاتون آماده می‌کردیم. مردهای ما بخش سنگین کار را انجام می‌دادند، اما این بخش هم، یعنی طباخی، کار ساده‌ای نبود، برای بین 7 تا 10 نفر هر روز غذا پختن کار ساده‌ای نیست.
خانم میهن تاجور بیرجندی می‌گوید: در مزرعه زعفران،‌ تمام کارهای اساسی دست ما زنان است، زعفران چینی کاری است ظریف و حساس، تفکیک کار گل زعفران از بوته فقط انگشتان ظریف زنان است که از پس آن بر می‌آید. در دو سه دهه اخیر، خیلی از کارهای کشاورزی ماشینی و مکانیزه شده آیا روزی می‌رسد که تاج گل زعفران را ماشین از بوته سوا کند، بعید می‌دانم، سختی‌کار زعفران‌چینی در خم شدن و نشستن است، بوته‌های زعفران ارتفاع ندارد. همان‌طور که نشاء برنج هم ارتفاع ندارد،‌و فقط زمان کاشت زنان طاقت این خم شدن را دارند.
شمارش گردو هم حوصله می‌خواهد
در اکثر جاده‌های شمال، زنان گردو فروش را دیده‌ایم، در «آخای لاریجان» زنان گردوچین غوغا می‌کنند. حاجیه خانم مریم شاهاندشتی می‌گوید: در گردو چینی مردان نقش چوب زن و بالا رفتن از درخت را به عهده دارند، اما زنان آنچه پای درخت می‌ریزد را جمع می‌کنند، پوست‌کنی گردو هم کار ما زن‌هاست،‌ پوست‌کنی گردوکاری است حساس و دقیق، بلدی و خبرگی می‌خواهد، حوصله می‌خواهد که فقط ما زن‌‌ها توان و حوصله آن را داریم،‌گردو این سال‌ها خیلی قیمت پیدا کرده، من سالی 15 گونی گردو می‌فروشم. حالا البته گردوها را کیلویی می‌فروشند ولی تا چند سال پیش گردو شمارشی بود،‌ مثلاً 100 تا 100 تا کیسه می‌کردیم، همین شمارش را مردها حوصله نمی‌کنند، آدم حواس پرت نمی‌تواند گردو بشمارد. بار درخت خوب و بد دارد، ریز و درشت دارد، بار بهترین درخت‌های گردو هم چند تا لکی و زخمی و ضربه خورده سیاه شده دارد، یک‌سال حال ندار بودم این کار را پسران و شوهرم انجام دادند، نتیجه این شد مشتری‌ها ناراضی و حتی کار، به پس‌آوردن مال فروخته شده کشید، شکایت خیلی زیاد شده بود، یکی آمده بود که تعداد کم است‌،‌ یکی آمده بود که از 1000 تا گردو، 110 تای آن خراب و دورریختنی بود، سالی که من حال ندار بودم، از 11 درخت گردوی ما به اندازه نصف هر ساله برداشت نداشتیم، یک دلیلش حوصله جمع‌ کردن پای درخت نداشتند،‌ یک دلیلش سوا کردن بلد نبودند، یا حوصله‌اش را نداشتند، گردوی خراب مثل بُز گر که گله‌ای را خراب می‌کند، تمام بار را ضایع می‌کند.

زن‌ها سالم کار می کنند
مسعود منصوری زعفرانکار تربت جام است،‌ اسفندماه به تهران می‌آید برای کار در خانه مشتری‌هایی که از زمان قدیم در این شهر داشته، امسال با خودش یک کیسه پلاستیکی زعفران هم آورده بود. مثقالی 55 هزار تومان. گفتم گران است و نخریدم، از کسادی بازار زعفران امسال گفتیم و از کار زن‌ها در مزرعه زعفران: بدون کار خانم‌ها، کار زعفران پیش نمی‌رود، این گیاه ظریف و حساس است، ارتفاعش کم است، برای جدا کردن از بوته باید خم شد و حوصله کرد، حتی اگر جای پای زعفران‌چین درست و سنجیده نباشد بوته‌های دیگر از بین می‌روند. غیر از کار زمین، برای جداکردن تاج گل هم ما نیاز به کار زن‌ها داریم، کاری که در خانه انجام می‌گیرد، معمولاً یک کیلو یا 2 کیلو در کیسه می‌گذاریم و به در خانه‌شان می‌بریم تا زن‌ها و دخترها دور سفره جمع شوندو گل‌ها را سوا کنند و از بابت این‌کار مزدی می‌گیرند.
گفتم آقای منصوری زعفران گیاه گرانقیمتی است، چه‌طوری می‌توانید کنترل کنید که آنها وقت جداکردن سرگل از گل و… کلاه سرتان نگذارند؟ گفت: اولاً ما با ترازوهای حساسی که داریم، اول وزن می‌کنیم، وقتی جدا شده را و دورریزها را می‌گیریم وزن می‌کنیم، ولی این را به شما بگویم که زن‌های کشاورز و زن‌های همکار کشاورز، دزد نیستند، آنها پرحوصله و دقیق کارشان را انجام می‌دهند، تا به امروز پیش نیامده در تربت جام زنی زعفران بدزدد.

خرما‌چینی کاری مردانه مردانه
خرما چینی کاری سنگین و مردانه است، بالا رفتن از نخل‌های بزرگ کار هیچ زنی نیست، البته آقای فواد بوشهری به ما می‌گوید: البته داریم زن‌های جوانی که مهارت بالارفتن از نخل‌ها را دارند، اما معمولاً کار نخل با مردهاست، ولی بخش مهم دیگر که پول از آنجا در می‌آید، جداکردن خرما، سُرت کردن و جعبه‌زنی است، معمولاً ما مردها از پس این کارها بر نمی‌آییم، یا حوصله‌اش را نداریم. خرما این سال‌ها خیلی قیمت پیدا کرده، مشتری‌ خارجی‌اش هم زیاد شده، اگر جعبه‌زنی خرما با دقت و نظافت انجام نگیرد، بار برگشت می‌خورد، حتی در بازار داخلی و محلی هم نمی‌توانیم بار بفروشیم، خرمای رسیده ظریف و حساس است، خوشه‌های خرما را که در زنبیل می‌گذاریم تازه اول کار است، جدا کردن و درجه‌بندی و دقت در دورریزها، کاری است که فقط زن‌های ما از پسش بر می‌آیند. تا 60-50 سال پیش خرما در زنبیل‌‌های بزرگ 50 کیلویی بسته‌بندی می‌شد و یا کیسه می‌شد و به بازار می‌رفت حالا دیگر هیچ‌کس و هیچ بازاری آن جور زنبیل‌ها را نمی‌خرد، ابعاد بسته‌بندی کوچک شده ما جعبه‌های یک کیلویی داریم و 5 کیلویی داریم و به‌ندرت 10 کیلویی هم داریم، ولی بازار فقط بسته‌های یک کیلویی و حتی نیم‌کیلویی و بعضی برندها 100 گرمی و دانه‌ای هم بسته‌بندی می‌کنند، تمام این‌کارها به‌وسیله زن‌ها انجام می‌شود. زن‌های حرفه‌ای این‌کار و کاربلدها مزد بالایی می‌گیرند، ولی کارشان خیلی مهم و حساس است. روی فروش خوب، تأثیر دارد.

غروب‌ها چین، صبح‌ها فروش
در بازار روز محمودآباد عموماً زن‌ها فروشنده‌اند، سبزی‌ها، ترشیجات، رُب‌ها و ماست و پنیر را هم زن‌ها می‌فروشند، در این بازار چند زن فروشنده حرفه‌ای کار می‌کنند. یعنی در تولید اولیه نقشی ندارند ولی دقت که کردم،‌ در تمامی بازار که نزدیک به 50 نفر فروشنده بودند فقط دونفرشان چنین وضعی داشتند، یک نفر، خانم معصومه یا معصومه خانم،‌در باغچه‌اش سبزی‌کاری و صیفی‌جات دارد. معصومه خانم می‌گوید: زمین ما خیلی بزرگ نیست ولی همین زمین روزی ما را می‌دهد،‌ نشاء گوجه و بادمجان و فلفل را خودم می‌کارم، خودم روزانه می‌چینم و به بازار می‌آورم، خودم می‌فروشم با پولی که به‌دست می‌آورم خودم سورو سات می‌خرم، حتی رُب گوجه هم خودم درست می‌کنم و به مشتری‌های مخصوص خودم می‌فروشم.
خدیجه خانم سبزی فروش، آشنا چهره‌ای است: زمین را خودم بیل می‌زنم. خودم کود می‌دهم، خودم تخم می‌پاشم، خودم وجین می‌کنم، خودم هر روز چین انجام می‌دهم. معمولاً بعدازظهرها کار چین و بسته‌بندی را انجام می‌دهم و صبح زود به بازار روز می‌آورم و می‌فروشم، البته در این سال‌ها که مشتری‌ مسافر زیاد شده، خیلی‌ها بار را از جاهای دیگری می‌آورند، اما من به اندازه خودم و فقط آنچه که از زمین برداشتم می‌آورم می‌فروشم.
فرشته خانم خیلی جوان نیست ولی زبر و زرنگ است: خودم گاو را می‌دوشم، خودم پنیر یا ماست می‌زنم خودم «ماست پیلکا» را در سینی می‌چینم و سینی را روی سرم می‌گذارم و به بازار می‌آورم، خودم می‌فروشم، ‌البته دخترم کمک می‌کند،‌ شوهرم کمک می‌کند ولی اصل کار با خود من است.

تا زنده‌ام همین کار منه
کار زنان در مزرعه کشاورزی، سنتی خانوادگی است، معمولاً زن و شوهر و بچه‌ها و خواهر و برادرها، با هم به‌صورت اشتراکی و خانوادگی کارها را پیش می‌برند، ولی دقت که بکنیم و دقیق که بشویم، متوجه می‌شویم اکثر کارها چه در ابعاد کوچک، زمین‌های دور و بر خانواده، یا حیاط، حیاطی که البته حالا دیگر به بزرگی و وسعت گذشته نیست، خانم زهرا ایمانی در شهرستان سرخرود به ما می‌گوید:
از 45 سال پیش، تعدادی مرغ و جوجه در حیاط خانه‌مان ول کردم و کارم فروش روزانه مرغانه‌هاست. گاهی، جوجه، خروس و یا خروس نذری سفارشی هم می‌فروشم، اردک و غاز خانگی هم دارم، الان یکی دو سال است که مرا وسوسه کردند، زمین را کوچک کنم، بفروشم و پولش را در بانک بگذارم و با سودش راحت زندگی کنم، ولی هرچه فکر می‌کنم دلم راضی نمی‌شود، عشق و تفریح من این است که غروب‌‌ها بروم در کلی (قفس مرغ و خروس‌‌ها) و مرغانه را دانه دانه در سطل بگذارم و صبح ببرم بازار بفروشم، یا بعضی از مشتری‌ها که علاقه زیادی به تخم‌مرغ محلی دارند، بیایند در خانه‌ام و بخرند و ببرند. مثل من در گذشته خیلی زیاد بودند، کارمان همین مرغانه فروشی بود، مرغ‌ها که «کرچ» می‌شدند، جا درست می‌کردم تا آسوده خاطر روی تخم‌مرغ‌هایش بنشیند و جوجه بدهد. حالا خیلی‌ها دیگر از این راه و روش خوششان نمی‌آید، زمین را خرد کردند، باغ را خرد کردند و فروختند. در خانه‌های کوچک و خیلی کوچک نمی‌شود، 60-50 تا مرغ و خروس نگه‌داری کرد، اما من کارم را دوست دارم‌، تا زنده‌ام، همین کار منه.

بیشتر بخوانید:صیادان ماهی تا قبل از تأسیس شیلات ایران حال خوشی نداشتند

فعالیت‌ها در روستاها خانوادگی است
تا اینجای گزارش، بیشتر از روش‌هایی گفتیم که بیشتر سنتی بود و در یکی دو دهه اخیر کم‌ و کمتر شدند. اما براساس آمار «مرکز تجارت جهانی» در حال حاضر 80 درصد مشاغل در سراسر جهان در شرکت‌های کوچک و متوسط شکل گرفته و زنان با کارآفرینی خود نزدیک به 10 میلیون واحد از این شرکت‌ها را ایجاد کرده و مدیریت می‌کنند و هرچه دولت‌ها در رقابت‌پذیری و توسعه را نشان دهند. نرخ مشارکت زنان در جامعه بالاتر رفته و احتمالاً شغل بیشتری ایجاد می‌شود.
زنان در کشورهای آسیایی، صادرات گران‌تر شده‌‌اند، چه محلی در ابعاد کوچک، از محله‌ای به محله دیگر، از شهری به شهرهای دیگر و بالاخره از کشوری به کشور دیگر. در بنگلادش در اندونزی در تایلند، در بانکوک هنوز بازارروزهای مواد غذایی دریایی، یعنی فروش در قایق‌هایی که با پارو حرکت می‌کند و بخشی از جاذبه‌های توریستی این کشور تلقی می شود با زنان است. در غرب و بیشتر در آمریکا که کشاورزی به شدت مکانیزه شده،‌ نقش فردی کار زنان کمتر به چشم می‌آید. اما هرچه که به غذا و کشاورزی ارتباط پیدا می‌کند، زنان چشمگیرتر دیده می‌شوند، نمونه کمی زمخت‌تر آن، کار زنان روی تراکتورهاست، اما در صنایع بسته‌بندی صنایع غذایی، بازهم حضور زنان پُررنگ‌تر دیده می‌شود، نکته مهم و مشترک چه در غرب و چه در شرق حضور خانوادگی در تولید و توزیع و فروش غذا است. خانم معصومه ابتکار معاون زنان و امور خانواده ریاست جمهوری می‌گوید: فعالیت‌ها در روستاها خانوادگی است و تولیدات کشاورزی تأثیر روزافزون در اقتصاد و تأمین امنیت غذایی مردم کشور ما دارد.

130 هزار زن روستایی عضو صندوق
به گفته ابتکار: توسعه صندوق‌های خُرد محلی یک ضرورت است، من از بیش از 40 صندوق روستایی بازدید کرده‌ام، در حال حاضر بیش از 3200 صندوق داریم که با حمایت وزارت جهادکشاورزی توسعه پیدا کرده‌اند و بیش از 130 هزار زن روستایی در این صندوق‌ها تحت حمایت قرار دارند که باید این رقم افزایش پیدا کند.
زنجیره ارزش جهانی کار زنان در تسهیل و توسعه تجارت نیز منجر به افزایش دستمزد زنان شده است. بخش‌های صادراتی حاصل از تولید زنان کیفیت و رونق بیشتری گرفته است. رونق تکنولوژی و گستردگی آن، هیچ محدودیتی برای حضور زنان ایجاد نکرده است. نقش زنان اگرچه در تجارت جهانی پُررنگ‌تر شده، اما عمده‌ترین حضور در خور اعتبار، نقشی است که زنان در تأمین غذا ایفا می‌کنند؛ در واقع می‌شود گفت به نوعی این حضور، افزایش تولید و افزایش کیفیت همراه داشته است. اگرچه در کشاورزی و کار روی زمین و مزرعه به‌خصوص در سطح روستاهای خانوادگی است. اما این زنان هستند که این جمع خانوادگی تولید کننده، غذا را به نوعی مدیریت می‌کنند، چراندن و چوپانی چه در فولکلور و افسانه‌های چوپانی باستانی کاری مردانه است اما زنان کار دوش و جوش شیر را برعهده دارند، در بخش میدانی گزارش، اشاره‌ای به زنان پول‌سازی کردیم که در ابعاد کوچک‌تر و محلی و خانوادگی، نه صنعتی و کارخانه‌ای، گاوی که از چرا می‌آید، همه حاصلش را زن به پول تبدیل می‌کند، آنچه که از بازار به خانه می‌آورد طی مراحل به‌دست زنان بوده است.

 

ثروتمندترین زنان جهان چرا ایرانی نیستند؟
نگاه اقتصادی و سنتی به کار زنان در امر غذا به‌روش سنتی محدود و غالباً در حد گذران امور است اما در ابعاد بزرگ‌تر و در کشورهای صنعتی نقش اقتصادی زنان خوب‌تر دیده می‌شود، در استرالیا یک زن به‌نام «‌ جینا راینهارت » 29 میلیارد دلار دارایی دارد و جزو 10 زن ثروتمند جهان شده است. جالب این‌که در ایران دوره قاجاریه زنی به نام‌ فخرالدوله از ثروتمندان بزرگ بوده است و بیشتر باغات چای شمال از آن او بوده است. مجله «فوربز» گیل علی 57 ساله را به‌عنوان پنجاه‌وششمین زن قدرتمند جهان معرفی کرده او در سال 2015 با 94 میلیون یورو درآمد توانست جایگاه خود را ارتقاء دهد.
همه آمارها، مخصوصاً در گروه صنعتی، وضعیت زنانی را شاخص کرده که از حاشیه‌ کشاورزی و غذا عبور کرده‌اند. شاید در همین لحظه این فکر پیش بیاید که چرا با وجود این‌که زنان کشورمان چنین نقش مهم و پراهمیتی در امر کشاورزی و تولید غذا دارند و در واقع تولید ثروت می‌کنند، چهره‌های شاخص و نامدار کمی داریم یا اصلاً نداریم، دکتر منوچهر کیا می‌گوید:
این بر می‌گردد به جامعه مردسالار، در جامعه مردسالار زن‌ها مخصوصاً زنان روستایی اگرچه نقش کلیدی و مولد دارند، اما به حساب نمی‌آیند،‌ دیده نمی‌شوند. شما که در این گزارش به اقصی‌نقاط کشور نگاه کرده‌اید، و نمونه‌هایی برای من تعریف کرده‌اید، نگفته‌اید، زنی که در مزرعه زعفران کار می‌کند، یا کارگاه خرما، یا مشغول جمع‌کردن مرغانه‌ها و بردن به بازار برای فروش می‌کوشد، مردش کجاست و چه می‌کند؟

لذت از شیر دادن به نوزاد شروع می‌شود
نابرابری‌ها حتی در مقاله‌ای که خانم «شلی لانه برگ» با عنوان زنان در علم اقتصاد چاپ کرده به وضوح دیده می‌شود. در این یکی دو سالی که ویروسی به‌نام کرونا، وضعیت اقتصادی تمامی مردم جهان را به نوعی دگرگون کرده، زنان بار سنگین تحمیلی این دگرگونی را به دوش داشتند، از مرحله شستشو و ضدعفونی کردن و به اصطلاح کیسه کشیدن گوجه و خیار گرفته، تا پخت و پز و پختن غذا برای افراد خانواده، پاسخ سرراست‌تر آن را در حرف‌های آن خانم سرخرودی می‌شود پیدا کرد، جایی که خود زمین را بیل می‌زند، سبزی می‌کارد، سبزی می‌چیند، دسته می‌کند در بازار روز می‌فروشد، لذتی نهفته است که بوی زندگی می‌دهد، آخرین گزارش مرکز آمار ایران در پاییز سال 1398 به مناسبت روز جهانی زن (8 مارس) نرخ مشارکت اقتصادی جمعیت 15 ساله و بیشتر زنان کشورمان در سال 1397 به 17.5 درصد رسید، روشن‌تر این‌که از نزدیک به 30 میلیون جمعیت زنان کشور تنها 4/5 میلیون نفر آنها در فعالیت‌های اقتصادی کشور مشارکت داشته‌اند، این یعنی دیده نشدن یا کمتر دیده شدن، در همین گزارش میدانی در حوزه کشاورزی و تولید غذا، به طور سنتی البته می‌‌شود گفت بالای 50 درصد و در حوزه صنعتی یعنی حضور در کارخانه‌ها و مشارکت در تولید صنعتی این رقم به بالای 50 درصد هم می‌رسد، اما نقطه پایانی تمامی این بگو مگوها را پرفسور شیرین رحیمی زیباتر بیان می‌کند:
زن‌ها همانطور که در شیردادن به نوزاد لذت می‌برند،‌ از کار در مزرعه و تولید غذا برای دیگران هم لذت می‌برند. #



#‌کشاورزی #‌صنعت_کشاورزی منبع: پایگاه خبری اقتصاد سبز آنلاین

بیشتر...


تبلیغات

تبلیغات

مطالب مرتبط

افرادی بوده‌اند که وسیله‌ای را در کنار چاه نارسبورو می‌گذاشتند و می‌دیدند که وسایلشان به‌تدریج و فقط در عرض چند هفته تبدیل به سنگ می‌شد.

19 ساعت پیش

روستای سرخاب یک منطقه ییلاقی است و با عنوان بهشت ساوجبلاغ در میان بسیاری از گردشگران منطقه محبوبیت بسیار زیادی دارد. با ما همراه باشید.

1 روز پیش

خانه هانگ نگا در کشور ویتنام قرار دارد که معماری آن شبیه به درخت است و تمامی نمای ساختمان داخلی و خارجی با الهام‌ از طبیعت‌وحشی ساخته شده‌.

4 روز پیش

درختان اسلوپ پوینت در نیوزیلند یکی از متفاوت‌ترین و خاص‌ترین پدیده‌های طبیعی این کشور هستند گرچه جاذبه‌های زیادی در این کشور وجود دارند.

۱ هفته پیش

بهترین کود برای رشد درختان میوه زمانی می تواند کارایی مطلوب داشته باشد که در زمان مناسب اعمال شود؛ کودهای شیمیایی و حیوانی هرکدام متناسب با نوع خاک و محصول

۱ هفته پیش

سراب صحنه در محلی به نام دربند قرار دارد که دره‌ای سرسبز است. طبیعت بی‌نظیر باعث شده که امکانات تفریحی و اقامتی زیادی ایجاد شود.

۱ هفته پیش

قصر میسور پس از تاج محل پربازدیدترین بنای تاریخی در هند به شمار می رود و گردشگران داخلی و خارجی برای دیدن این قصر زیبا هند سفر می کنند.

۱ هفته پیش

سنگ های متحرک به یک پدیده زمین‌شناسی اشاره دارد که در دریاچه خشک ریسترک پلایا به وقوع می‌پیوندد. این دریاچه در شمال غربی دره مرگ قرار دارد.

۱ هفته پیش

جاذبه هایی که ناپدید می شوند جاذبه هایی هستند که به دلیل نزدیکی به دریا و پدیده جزر و مد، چندین بار در روز از نظرها پنهان می‌شوند.

۱ هفته پیش

اگر دنبال ترس و هیجان هستید باید به کوه هوآشان چین یا همان گذرگاه هوآشان بروید که یکی از خطرناک‌ترین گذرگاه‌های کوهستانی دنیا است.

۱ هفته پیش

روستای کندلوس در نوشهر مانند نگینی پر فروغ با طبیعتی باورنکردنی در بین بقیه روستاهای ایران خودنمایی می‌کند و قدمتی ۴ هزار ساله دارد.

۱ هفته پیش

سال‌هاست که افراد زیادی برای یافتن همسر رویایی خود به درخت عروس و داماد در آلمان نامه می‌نویسند و اکثر آن‌ها شریک زندگی خود را می‌یابند.

۱ هفته پیش

بیشتر...