خبرگزاری تسنیم |
۱ هفته پیش

بالاخره فهمیدم که بچه کافی نیست اخبار خانواده جوانان اخبار اجتماعی تسنیم Tasnim


بالاخره فهمیدم که 2 بچه کافی نیست!

تجربه را تجربه کردن خطاست! با وجود اینکه فرزندان زیاد با فاصله سنی کم دوست داشتم، حرف‌های اطرافیان را اولویت قرار دادم! هیچ گاه راه درست را به خاطر حرف دیگران کج نکنیم!

- اخبار اجتماعی -

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ آخرین فرزند یک خانواده پرجمعیت بودم، پرجمعیت بودن خانواده‌ام را دوست داشتم اگر چه به خاطر جو حاکم بر جامعه، گاهی که از تعداد اعضای خانواده سوال می‌شد از چندتایی چشم پوشی می‌کردم و کمتر می‌گفتم!

خانواده بزرگ داشتن یعنی شادی‌های زیاد در کنار سختی‌های زیاد،  باید این را هم مد نظر قرار داد که هر که بامش بیش برفش بیشتر؛ زندگی در چنین خانواده‌ای تجربه‌های مرا بیشتر کرد و چگونگی مواجه با مشکلات را به من یاد داد، به گونه‌ای که اکنون در زندگی متاهلی‌ام همیشه همسرم مرا در مواجه با مسائل، همه چیز تمام می‌داند و طرف مشورت هستم.

 با اینکه پدر و مادرم سواد (به معنی بلد بودن خواندن و نوشتن ) نداشتند، فرزندانشان همه حداقل تا مقطع کارشناسی تحصیل کردند؛ من هم که از ابتدا علاقه زیادی به درس خواندن داشتم در یکی از بهترین دانشگاه‌های کشور قبول شدم، سر کار رفتن را اولویت زن‌ها نمی‌دانستم، بنابراین با اینکه در مقطع ارشد قبول شدم به خاطر همزمان شدن ازدواجم و دوری از شهرم، تحصیلاتم را ادامه ندادم.

ملاک اصلی ازدواجم ایمان و اخلاق و تا حدی تحصیل همسرم بود و به خاطر همین، به مسائل دیگر اهمیت زیادی ندادم؛ خواستگارهای زیادی داشتم و به خاطر زیاد بودن نظرات (چون تعداد برادران و خواهران زیاد بود ) هیچکدام به نتیجه نمی‌رسید؛ این امر باعث شد، عقل را بر احساس ارجح بدانم و با آمدن یک خواستگار، درگیر احساسات نشوم، تا اینکه در دعاهایم از خدا خواستم که شخصی که قسمت من است به خواستگاری‌ام بیاید، دعایم قبول شد و همسرم به همراه خانواده به روش کاملاً سنتی به خواستگاری‌ام آمدند.

 خیلی ناباورانه همه موافق بودند! ایشان نه تنها خانه، حقوق و شغلی نداشتند بلکه سربازی هم نرفته بودند! البته ملاک، اخلاق و ایمان و تحصیلات بود که به حمد الهی دارا بودند؛ تقریباً اواخر ماه رجب خواستگاری صورت گرفت و سفره عقد ما روز نیمه شعبان انداخته شد؛ شش ماهِ عقدمان به سرعت گذشت اما خیلی شیرین همراه با تلخی‌هایی جزیی؛ سربازی همسرم هم به دلیل نخبگی و... تنها به  20 روز کاهش یافت! این موضوع برای اطرافیان باور نکردنی بود؛ یکی دو سفر با حضور خانواده، شیرینی عقدمان و شناخت من از ایشان را بیشتر کرد؛ مخصوصاً که ایشان واقعاً به خدا توکل می‌کردند و این باعث آرامش من و تکیه من به ایشان بود.

خانواده همسرم معتقد بودند که بعد از شش ماه، زندگی مستقل خودمان را شروع کنیم، به خاطر همین با کمک پدر شوهرم، یک خانه خریدیم؛ (البته این خانه را با برادر شوهرم شریک بودیم )؛ چون می‌خواستم عروسی ساده باشد، پیشنهاد کردم که به پابوس امام رضا (ع) برویم و از طرف خانواده همسرم پذیرفته شد. (این سفر را با هزینه خیلی کم به صورت چارتری با هواپیما رفتیم و عنایت امام رضا (ع) بهترین سفر، در بهترین هتل مشهد و نزدیک‌ترین به حرم بود، که قطعاً نمی‌توانستیم با شرایط خودمان آن را داشته باشیم!)

 بعد از بازگشت، پدر همسرم در خانه خودمان ولیمه عروسی دادند که خاطره زیبایی برایمان ایجاد کرد. 

شش ماه اول، همسرم دنبال  شغل بودند و با کمک خانواده‌ها و قناعت ما، سپری شد؛ با تلاش همسرم و نذر و نیاز، ایشان به صورت قراردادی در شرکتی مشغول به کار شدند؛ اگر چه خودشان ظاهراً،  شکایتی نداشتند اما می‌دانستم که این شغل  شایسته‌شان نبود؛ همزمان، با توکل به خدا پیگیری کردیم تا در آزمون استخدامی مربوط به نفت شرکت و نفر اول شدند و به صورت قراردادی پذیرفته شدند. 

خیلی خوشحال شدیم اما این خوشحالی خیلی زود(بعد از شش ماه ) تمام شد چرا که کار شیفتی بود و فاصله‌ای دو ساعتی از شهرستان، برای من که تنها بودم و نو عروس بسیار سخت بود، بنابراین تصمیم گرفتیم به خانه‌های شهرک صنعتی محل کار همسرم برویم. (تنها وسایل لازم برای زندگی را با خود بردیم تا در تعطیلی کار همسرم به شهرمان برگردیم و درخانه خودمان پذیرای مهمان‌هایمان باشیم، چرا که تقریباً همه گفته بودند به شهرک صنعتی نمی‌آیند!) 

حالا تقریباً سه سال از زندگی‌ مشترکمان سپری شده بود و ما به خاطر حرف دیگران (حالا خوش باشید! زود بچه‌دار نشوید و..! ) و همچنین شرایط کار همسرم (آشفتگی جزیی) بچه‌ای نداشتیم! که ناگهان زمزمه‌ها شروع شد که چرا بچه‌دار نمی‌شوید؛ خیلی ترسیدم که نکند واقعاً بچه‌دار نشوم! به همین خاطر به دکتر مراجعه کردم و ایشان به من اطمینان دادند که هیچ مشکلی نیست و بدون استرس بارداری شما میسر است.

بعد از یک ماه، خبر پدر شدن را به همسرم دادم و ایشان واقعاً خوشحال شدند اما به خاطر شرایط (بارداری پرخطر) تصمیم گرفتیم خانواده‌ها را تا خبر قطعی در جریان نگذاریم؛ بعد از 4 ماه اطرافیان را مطلع کردیم که خیلی خوشحال شدند؛ کم کم همه مشتاق بودند، جنسیت جنین را بدانند؛ اگر چه برای خودم فرقی نمی‌کرد اما دوست داشتم فرزند اولم دختر باشد و خانواده همسرم چون دختر نداشتند، پسر را ترجیح می‌دادند؛ جنسیت معلوم شد! و خدا به ما فاطمه عزیزم را هدیه داد. 

بارداری نسبتاً سختی را پشت سرگذاشتم، دور از خانواده‌ها، خیلی غریب و به جای اینکه وزن اضافه کنم، 13 کیلو وزن کم کردم! اما خدا را شکر دختر عزیزم با وزنی طبیعی به دنیا آمد؛ تا 2 سالگی دخترم، از طرف اطرافیان سختی‌هایی تحمیل شد، علاوه بر آن بیشتر اوقات همسرم شیفت کاری داشتند و دور از خانواده‌ها بودم و همسایه‌ها هم فرهنگی متفاوت داشتند؛ اما غریب بودن باعث شد من و دخترم بیشتر به هم نزدیک شویم و با هم بازی کنیم؛ اما با بزرگتر شدن دخترم نبود همبازی مناسب (از لحاظ فرهنگی و مذهبی) خیلی آزار دهنده شد! تا جایی که دخترم با گریه از ما خواهر و برادر ی برای بازی می‌خواست! 

به دلیل ذخیره آهن پایین تمام دکترها باردار شدن را تا بهبودی کامل درست نمی‌دانستند، به همین خاطر درمان را شروع کردم؛ اما تمام درمان‌ها یک یا دو سال به طول می‌انجامید؛ زندگی یکنواخت شده بود، زندگی سه نفره، که اکثراً هم همسرم سرکار بود، زندگی را خیلی سخت می‌کرد که ناگهان آزمون استخدامی آموزش و پرورش را اعلام کردند، به طور خیلی اتفاقی با خبر شدیم و همسرم ثبت نام و در آزمون شرکت کرد که پذیرفته شد و برای مصاحبه و.. دعوت شد. 

شیفت کاری فشرده، همسرم را خیلی خسته کرده بود و مخالفت خانواده‌شان با دبیری (از لحاظ مالی) باعث شد همسرم منصرف شود که با اصرار من، علی‌رغم میل باطنی، برای مصاحبه اقدام کرد، اگر چه همه قبولی را با پارتی می‌دانستند اما الحمدلله قبول شد و دو ماه آموزشی را پشت سر گذاشت و با عنایت الهی برای شغل دبیری، ما به شهر خودمان بازگشتیم. (البته تمام این مراحل خیلی ناباورانه و با مخالفت شدید اطرافیان، تنها با توکل و توسل سپری شد )

پس از بازگشت، چند ماهی درمان با داروهای شیمیایی که تقریباً بدون نتیجه بود را انجام دادم و این باعث شد به طب سنتی روی بیاورم که آن هم به دلیل طولانی بودن درمان واقعاً خسته کننده بود، بنابراین تقریباً درمان را رها کردم، اما تصمیم گرفتم تا سنم بالاتر نرفته  باردار شوم، پس نزد دکتر زنان رفتم و ایشان در کمال ناباوری بدون هیچ معاینه و صحبتی من را نابارور دانسته و گفتند باید با درمان (کاشت جنین )باردار شوید!

بعد از این صحبت، شوکه شدم و با پیشنهاد یکی از دوستان نزد دکتری دیگری رفتم و درمان کم خونی را شروع کردم؛ بعد از یک ماه، درمانم کمی نتیجه داد و دکتر گفت انشاءالله تا سه ماه دیگر کاملاً بهبودی حاصل خواهد شد؛ هنوز یک ماه نگذشته بود که احساس کردم باردار هستم! خیلی خوشحال از لطف الهی، از آنجایی که همیشه فرزندان زیادی دوست داشتم، بر سال‌هایی که از دست داده بودم و سختی‌ها و مریضی‌هایی که کشیده بودم، افسوس خوردم. 

از خدا خواستم فرزندم ابتدا سالم و صالح باشد و اگر صلاح هست پسر (چرا که من متاسفانه ظرفیت شنیدن حرف ناحق را از جانب اطرافیان ندارم و نمی‌توانم بحث و جدل کنم) و الحمدلله لطف الهی مثل همیشه شامل حالم شد و خداوند پسری سالم، محمد عزیزم را  به من هدیه داد.

 زوج‌های عزیزی که خواننده این متن هستید، تجربه را تجربه کردن خطاست! من با وجود اینکه فرزندان زیاد با فاصله سنی کم دوست داشتم، حرف‌های اطرافیان را اولویت قرار دادم و گاهی با شنیدن جملاتی، مثلاً اگر به نوزاد پسری توجه می‌کردم می‌گفتند، آرزوی پسر داری؟ یعنی می‌خواهی فرزنددار شوی تا بلاخره یکی پسر شود؟! ناراحت شدم و لطف الهی را فراموش کردم؛ اما خدای مهربان راه را به من  نشان داد و فهمیدم که دوتا کافی نیست! اگرچه اطرافیان هنوز هم بر نظرات خود پا فشاری می کنند که دوتا کافی است! هیچ گاه راه درست را به خاطر حرف دیگران کج نکنیم. 

الگوسازی تلویزیون آمریکا با "خانواده 19فرزندی!"+ فیلم
ضرورت ازدواج و فرزند‌آوری در ذهن نسل جدید به ضرورت ثانویه تبدیل شده است!
"زندگی مجردی، خانواده‌های بی‌فرزند و تک‌فرزند" رویکرد بسیاری از تولیدات رسانه ملی!
پدیده "سالمندان سرراهی" در انتظار جامعه ایرانی!/ تمایل 68درصد زنان ایرانی برای داشتن 3 فرزند و بیشتر!
سیاست‌گذاری عملی پنهان دولت برای "جلوگیری از فرزندآوری" در کشور
کلیپ/ فاجعه شیوع "تک‌فرزندی" میان زوج‌های ایرانی
سبک مدرنیته در زندگی نرخ فرزندآوری را به سرعت کاهش داده است
"حیوانات خانگی" نتیجه بی‌فرزندی بسیاری از زوج‌های ایرانی!
کمک 13میلیون‌تومانی به خانواده‌ها پس از تولد فرزند چهارم

انتهای پیام/

 


#‌اخبار منبع: خبرگزاری تسنیم

بیشتر...


تبلیغات

تبلیغات

مطالب مرتبط

علی نامداری چهره محبوب هواداران استقلال به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان بستری شده است.

6 دقیقه پیش

ایران خودرو بیستمین مرحله از فروش فوق العاده خود را از امروز پنجشنبه 14 مرداد با خودرو پژو پارس آغاز می کند. قرعه کشی این فروش فوق العاده در روز 17 مرداد انجام می شود.

9 دقیقه پیش

ایران خودرو در بیستمین مرحله فروش فوق العاده، دو مدل از محصول پارس را با موعد تحویل حداکثر ۹۰ روزه از امروز پنجشنبه به مدت سه روز عرضه می کند.

10 دقیقه پیش

بازیکن تیم فوتبال استقلال می‌گوید درباره آینده‌اش باشگاه باید تصمیم بگیرد.

یک ربع پیش

پیش از این گفته شده بود دو تیم قطری در دو مقطع مختلف به احمد نوراللهی پیشنهاد داده بودند.

یک ربع پیش

در حالی که با صحبت‌های اخیر مددی به نظر می‌رسید جدایی شیخ دیاباته از استقلال قطعی شده اما صحبت‌های جدید فرهاد مجیدی نشان می‌دهد او به رغم آنکه از ناآمادگی این بازیکن دلخور است و در بازی‌های اخیر به این مهاجم میدان نداده اما بر این باور است که همه ستاره‌ها باید حفظ شوند.

یک ربع پیش

رئیس جمعیت هلال احمر گفت: یازدهمین محموله واکسن کرونا، تهیه شده توسط جمعیت هلال احمر امروز پنجشنبه در فرودگاه امام خمینی (ره) به وزارت بهداشت تحویل داده شد.

یک ربع پیش

یارانه 1 میلیونی در هر ماه در دولت رئیسی,آخرین تغییرات یارانه ها در دولت سیزدهم,پیشنهاد کارشناسان برای گشایش اقتصادی در دولت رئیسی,یارانه معیشتی 750 تومانی در راه است

یک ربع پیش

برنامه ویزای ویژه مهاجرت (SIV) برای افرادی که از سال ۲۰۰۹ با دولت ایالات متحده و نیروهای آمریکایی در افغانستان کار کرده‌اند، امکان تسریع روند درخواست مهاجرت و اقامت را تسهیل می‌کند.

یک ربع پیش

علیرضا زاکانی شهردار تهران کیست,جزئیات انتخاب علیرضا زاکانی به عنوان شهردار تهران,تکذیب انتخاب زاکانی به عنوان شهردار تهران توسط چمران,رای ندادن دختر سردار سلیمانی و چمران به زاکانی,شرایط تحصیلی شهرداری تهران,حذف زاکانی از گزینه های شهرداری

نیم ساعت پیش

در این مدت شرق دریای عمان مواج است و از امروز تا اوایل هفته آینده در سواحل دریای خزر و اردبیل افزایش دما ۵ تا ۸ درجه خواهند داشت.

نیم ساعت پیش

بهترین روش برای مبارزه با همه‌گیری کووید-۱۹ واکسیناسیون است. واکسن‌های کووید-۱۹ با ایجاد پاسخ ایمنی در برابر ویروس کرونا به طور قابل توجهی باعث کاهش ریسک پیشرفت بیماری کرونا و عواقب جدی ناشی از این بیماری می‌شوند. در روزهای اخیر با توجه به قوت گرفتن روند واکسیناسیون کشوری، سوالات زیادی درباره واکسن کرونا به وجود آمده است که به آنها می‌پردازیم.

نیم ساعت پیش

نماینده دائم سوریه در سازمان ملل متحد گفت که سیاسی کردن کار سازمان منع سلاح‌های شیمیایی باعث شده است که این نهاد بخش بزرگی از اعتبار خود را از دست بدهد و به ابزاری در دست برخی از کشورها تبدیل شود.

نیم ساعت پیش

مدیرصندوق بازنشستگی کشوری استان مازندران گفت:اگر برای بحران صندوق های بازنشستگی چاره ای اندیشیده نشود، خسارات جبران ناپذیری به بارخواهد آمد.

نیم ساعت پیش

طالبان با انتشار بیانیه‌ای اقدام آمریکا در معافیت روادید برای افغان‌هایی که به عنوان مترجم یا در حوزه‌های دیگر در جریان اشغال افغانستان به آنها کمک کرده‌اند، را محکوم کرد.

نیم ساعت پیش

بیشتر...