|
6 سال پیش
Shohreh Soltani | شهره سلطانی
امروز که از کنار این کوچه باریک گذشتم یاد بچگی هام افتادم یادم افتاد چند سال پیش با برادرم شهرام رفت

امروز که از کنار این کوچه باریک گذشتم یاد بچگی هام افتادم . یادم افتاد چند سال پیش با برادرم شهرام رفتیم به محله بچگی هامون سر زدیم . هر دو متعجب شده بودیم چقدر کوچه مون تنگ و باریک بوده در صورتی که ما همیشه تو خاطراتمون از آنجا به عنوان به کوچه بزرگ و پهن یاد میکردیم . تو اون کوچه هفت سنگ بازی میکردیم ، وسطی ، دوچرخه بازی ، پسرا جلومون نمایشی کشتی میگرفتن و دخترا تشویق میکردن . پس ما تو اون کوچه باریک و کوچولو چه طوری ابن همه بازی میکردیم ؟ چرا وقتی آدمها بزرگ میشن همه چی براشون کوچک میشه ؟! یعنی تو این کوچه چند تا بچه زندگی میکنن که به نظرشون کوچه آشون بزرگه ؟ کاش آدمها تو بچگی و کوچه های بزرگشون بمونن . کاش هیچ بچه ای هیچ جا براش تنگ نباشه ?
#دنیای_کودکان #خاطرات_کودکی#کوچه_پس_کوچه#کوچه_خاطره_ها
#دنیای_کودکان #خاطرات_کودکی#کوچه_پس_کوچه#کوچه_خاطره_ها
بیشتر...
تبلیغات